کسخولیم که نگو

وای وای وااااااااااااااااااااااااااااای
شوفاژ اتاقم رو زمستونا روشن نمی کنم، مه رو که دیدم، پنجره رو هم باز کردم، تا نصف بیرون، داشتم حالشو می بردم سرد، سرد، سرد... تا اینکه کمرنگ شد، زمین یه لا پنبه کشیده بود روش، نور چراغام که مثه حال و احوالم محوِِ و نابود، با خودم گفتم با دوربین موبایل یه تلاشی بکنیم بلکم تونستیم یه جا ثبتش کنیم، داشتم کادرمو پیدا می کردم که یه فلاش کوچولو (نسبت به فلاش بالا سرم) سمت چپم دیدم برگشتم نگا کردم دیدم یه دیوونه مثه من حالی به حالی شده داره عکس می گیره، انقده ذوق کردم... انقده اشک تو چشام جریحه دار شد... منم که ذوق مرگی بهم نمی سازه، فشارم افتاد چپیدم تو.

- از چه دلتنگ شدی؟
- دلم از هیچ پر است...
تنهایی برای من، هرگز آن‌جور که خیال می‌کردم نبوده، آن‌جور که بشود ادعاش کرد، که بشود سوگوارش بود و این سوگواری را رسما اعلام کرد تا عالم دنیا به احترام سوگت، کمی دور و برت را خالی کند، بلکه توی مصدوم بتوانی هوایی بفرستی میان سینه‌ی تنگ‌ات.
تنهایی، همیشه جوری اتفاق افتاده که آدم شرم کرده بگوید تنهاست.
...
فهمیده‌ام تنهایی، دستِ کم برای من، وقتی نیست که کسی نیست.
وقتی‌ست که می‌بینی باید مقابل آن که هست، آن که دوست داشتن داری برایش، دوست داشتن دارد برایت، سپر بگیری دستت.
وقتی‌ست که به‌ت می‌گوید، به‌ش می‌گویی، مراقب خودت باش، و خوب می‌دانید که خودتان باید مراقب خودتان باشید، در مقابل هم حتی، در برابر گزند دوست داشتن، یا نداشتن‌، خواستن یا نخواستن‌.
...
فهمیده‌ام نام دوست داشتن ِ بی‌گزند را، می‌شود گذاشت دوست نداشتن.
زیاد شنیده‌ام که «اصلن دوست داشتن بلدی تو؟»
فهمیده‌ام که آدم می‌تواند در دوست داشتن هم تنها باشد.
تنها بماند.
یه تیکه از روح‌ت مثِ شکلات‌تلخ به ا.ر.گ.ا.س.م رسوندم، تا ته‌شو درنیارم ول‌ کن نیستم!
مطمئنم من دیوونه ام
مرا در تیمارستانی بستری کنید لطفا
مطمئنم من دیوونه ام

زمستون

زمستون
تن عریون باغچه چون بیابون
درختا با پاهای برهنه زیر بارون
نمی دونی
تو که عاشق نبودی
چه سخته مرگ گل برای گلدون
گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه
چه تلخه
باید تنها بمونه قلب گلدون
مثل من که بی تو نشستم زیر بارون زمستون
زمستون
برای تو قشنگه پشت شیشه
بهاره، زمستون ها برای تو همیشه
تو مثل من زمستونی نداری
که باشه لحظه چشم انتظاری
گلدون خالی ندیدی نشسته زیر بارون
گل ها کاغذی داری تو گلدون

تو عاشق نبودی
ببینی تلخه روزهای جدایی
چه سخته
چه سخته
بشینم
بی تو با چشم ها گریون
وبلاگ ل.ح

پخش می شود روی صفحه منیتور

خنده ای تلخ ، بی مفهوم

سیگاری در ذهن

جنگل

دوست دارم درست لب به لب جوب های طالقانی راه بروم