یادگار من است این درخت که خستگی تبرت را میگیرد عمیق بزن.
خاطره : ببخشيد خانم ساعت چنده؟- چهار آقا ،اتفاقا اگه يه صفر بذاريد جلوش ميشه شماره کفشم،پيش شماره خونمونم 842،شماره گوشيمم سه تا 4 توش هست،پلاک خونه مجرديم 34 که اتفاقا 4 تا واحد داره،راستی امشب بيکاری!؟
ياس فلسفی که من بعد از سی و چهارسال زندگی بدان دچار شده ام، خدا بيامرز پدر بزرگ در هشتاد سالگی هم بدان دچار نشده بود.
کی گل شب بو رو از شاخه چیده ؟
مردم شاد را ديد ميزنم،ميترسم،خيره ميشوم،ميترسم،درک نميکنم،ميترسم،يخ ميکنم ميترسم،تقليد ميکنم،ميترسم،بيخيال ميشوم،ميترسم،خفه ميشوم و ديد ميزنم.
همه جا پر شده از آدمهايی که قبل ازمن به دنيا آمده اند،با من زندگی کرده اند و بعد از من هم زنده اند آنوقت توقع داری من نشوم يک علامت تعجب به گندگی سقف اتاقت ؟ پس زل ميزنم به سقف اتاق ومیپرسم: آن علامت تعجب روی سقف اتاقت را کی آن طور کج کشيده؟.
ديدي گاهي وقتها حسش نيست سرو صدا كني حرف بزني شلوغ كني، عين بچه آدميزاد آروم نشستي داري آهنگت رو گوش ميدي بعد ديدي اين وسط يك عده كه خيلي احساس با حال بودن بهشون دست داده و جو گير شدند، ميان ميگن آ.. شما هميشه اينقدر با حاليد!؟ الان یکیشون به پست من خورد! امیدوارم ترجيحا قبل از اومدن زلزله همشون بمیرن !دلم يك كم خنك بشه!
بدون عشق چند سال..بدون غذا چند روز ،بدون آب چند روز کمتر..بدون اکسيژنم چند دقيقه ميشه دست و پا زد...ولی بدون تنفر و دروغ و حسودی..نميدونم دستگاهی هست که بيليونيوم ثانيه رو اندازه بگيره يا نه!
من ماهی خسته از آبم تن می دهم به علامت سوال بزرگی که در دهانم گیر کرده است. ميترسم، ميترسم از اين خواب كه هر لحظه مرا دورتر ميبردو هرچه بيشتر شانه هايم را تكان ميدهي بيشتر خواب ساعتي را ميبينم که در باران ها ميدوي و نميداني خشم يك طپانچه خيس ديگر به هيچ دردي نميخورد آه، باروت نمكشيده من!
از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛ با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند.